دوستی منو به محفلی دعوت کرد که اسم محفل، در کمال فروتنی، "روشنفکری" بود. جایی بود که شعر خوانده میشد، فیلم نقد میشد، کتاب معرفی میشد و کارهایی از این دست که اگه توی جامعه امروز ما کسی انجام بده، با پوزخند میگن: "طرف اسکله. نمیتونه فالور توی اینستا جمع کنه، رفته توی این کار که بگه من بیعرضه نیستم، حوصله اینکارارو نداشتم". روی اولین صندلی نشستم، یک نفر متنی رو زیر هم نوشته بود و بعنوان شعر خوند و چندنفر نقدش کردند. منبع
درباره این سایت