دختر جلوم وایساده بود. تکیه داده بود به میز من و من از میزم فاصله گرفتم و صندلیمو عقب داده بودم تا بتونیم رو در رو صحبت کنیم. گفتم: خب چرا نرفتی پس؟ مگه نگفتی درخواست کاری که از سوئیس داشتی OK شده؟ با یه لحنی که مثل بچه ای بود که شیشه ای رو شکسته و داره جلوی پدربزرگ نه چندان سخت گیرش جواب پس میده، سرشو انداخت پایین و گفت: چرا. ولی نشد. یعنی نتونستم. گفتم: مشکل زبان داشتی؟ من فکر میکردم خیلی وقته داری زبان میخونی. منبع
درباره این سایت